پنجشنبه بیستم تیر 1387
بلاخره امتحانم تموم شد . چه خوشحالم با تموم طولانی بودنش تموم شد .
از دیشب تا حالا دارم فک میکنم ما آدم کلی خصلت های خوب و بد داریم اما چرا فقط میخوایم بد بودنمون به هم نشون بدیم چرا وقتی با یکی برخورد میکنیم فک نمیکنیم اون طرفم یه انسان احساس داره و عاطفه داره چرا فک نمیکنیم ممکنه یه روزی ما به جای اون خورد بشیم
جرا بعضیا که ادعای منطق دارن بعضی مواقع از یه بچه خردسالم بی منطق میشن چرا همیشه ما دوست داریم همه چیز مال ما باشه چرا میخوایم عشق و محبت با حرفامون از یکی بگیریم چرا دوست داریم همه رو خراب کنیم تا یه خونه بسازیم اونم رو یه جایی که با نفرین و دل شکستن همراه باشه آخه چرا مگه انسان اشرف مخلوقات نیست پس چرا تو بدی ها از شیطونم بیشتر ......
آخه چرا ؟ کسی میتونه بهم جواب بده .
شنبه پانزدهم تیر 1387
تولد
یه آسمون گلهای یاس و میخک
یه دریا عشق و اشتیاق و پولک
یه حس عشق و یه قلب کوچک
فقط میخواد بهت بگه تولدت مبااااااارککککک


سلام ببخشید که دیر آپ کردم یه کم سرم شلوغ بود .
امروز تولد بهترین دوستم از همین جا بهش تبریگ میگم ساره جونم تولدت مبارک .
امیدوارم خنده ات از ته دل و گریه ات از سر شوق باشه
اینم یه کیک کوچولو امیدوارم خوشت بیاد

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
متشکرم
خوش میگذره امیدوارم که هر جا باشید لبتون خندون وپر از امید و انتظار رسیدن به چیزای خوب و قشنگ باشید . ببخشید این چند وقت نتونستم آپ کنم .
ممنون از همتون که به فکرم بودید
راستی خیلی خیلی خیلی ممنون از دوستای خوبم که تولدم و نامزدیم تبریک گفتن خیلی ممنون مخصوصا از ساره جون مرضیه جون
بازم از تک تکتون ممون امیدوارم سال ها و روزهای خوبی داشته باشید
